تبلیغات
مکث، - قرار نبوده ....
 
درباره وبلاگ


atrio اسم یک شخصیت تو یک فیلم تخیلیه ... اون سوار بر اسب تک شاخ میره با مشکلات مبارزه میکنه و هیولای سرزمین پوچی ها رو شکست میده ! و سرزمین رویاهارو از نابودی نجات میده !
برای من atrio ینی گذشتن از مشکلات و غلبه بر پوچی و نا امیدی و رسیدن به پیروزی و موفقیت ! ینی تحقق پیدا کردن رویا ها و آرزو ها !
بنظرم اسم خوبی انتخاب کردم ! البته atrio پسر بود اما من دخترم!

مدیر وبلاگ : atrio0o .
نویسندگان
مکث،
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 26 شهریور 1392 :: نویسنده : atrio0o .
قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم. قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی...
هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟

قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند...

بقیش تو ادامه ی مطلبه !


قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده...
تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.
 
قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.

من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.

قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.

قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم...

چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده...
آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا ؟!



پ.ن : کپی پیست !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 17 تیر 1396 08:00 ق.ظ
Just what I was searching for, thanks for posting.
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 04:29 ب.ظ
Hiya very nice site!! Guy .. Excellent .. Superb ..
I will bookmark your web site and take the feeds additionally?
I'm satisfied to find a lot of helpful info here in the submit, we need develop extra techniques on this regard, thanks for sharing.
. . . . .
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:40 ب.ظ
Great post. I used to be checking continuously this blog and
I am impressed! Very useful information specifically the remaining phase :) I
care for such info much. I used to be looking for
this certain info for a long time. Thanks and good luck.
سه شنبه 15 فروردین 1396 01:18 ق.ظ
Hi, after reading this awesome article i am as well happy to share my familiarity here with
mates.
یکشنبه 31 شهریور 1392 06:36 ب.ظ
اگه اینو خودت نوشته بودی....
این کپی پیست بود؟؟؟
من چقدر آفرین آفرین گفتم بهت!!!!!!!
قشنگ بود،یه روز با دوستام داشتیم درباره اون بخشش که "قرار نبوده همه دکتر مهندس بشن بعضی ها هم باید کارگر میشدن" حرف میزدیم...
وای به روزی که همه مدرک بگیرن...خدا خودش رحم کنه
atrio0o .میدونی فکرش مال خودم بودا... ولی گفتم به جوون ترا هم فرصت بدیم! :-" D-:
ولی دقیقا افکار خودمو منعکس میکنه!D-:
پنجشنبه 28 شهریور 1392 08:40 ق.ظ
"قرار نبوده که من از اینجا و شما از آن جا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم..."
خیلی خوب بود این جمله!
atrio0o .اوهوم دقیقا"!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر