تبلیغات
مکث، - تفریح ؟!
 
درباره وبلاگ


atrio اسم یک شخصیت تو یک فیلم تخیلیه ... اون سوار بر اسب تک شاخ میره با مشکلات مبارزه میکنه و هیولای سرزمین پوچی ها رو شکست میده ! و سرزمین رویاهارو از نابودی نجات میده !
برای من atrio ینی گذشتن از مشکلات و غلبه بر پوچی و نا امیدی و رسیدن به پیروزی و موفقیت ! ینی تحقق پیدا کردن رویا ها و آرزو ها !
بنظرم اسم خوبی انتخاب کردم ! البته atrio پسر بود اما من دخترم!

مدیر وبلاگ : atrio0o .
نویسندگان
مکث،
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 13 شهریور 1392 :: نویسنده : atrio0o .
قبلنا خیلی خوش میگذشت ... تفریحات خوبی داشتم ! ولی الان دیگه هیچی ازشون نمونده !
قبنا کل روزو تو سایت میگشتم و با بچه ها با هم کل کل می کردیم ... یه چند نفری رو هم در آنِ واحد اسکل می کردیم ! بسی کیف میداد ! البته اسکل کردن در حد مثلا" نیم ساعت ها ! بیشتر شوخی بود ! ولی خب خیلی کیف میداد ! یا تو یاهو با بچه ها کنفرانس می ذاشتیم و کلی می خندیدیم !
بعد ها هم وقتی که دیگه سایتمون بسته شده بود با یکی دو تا از بچه ها رفتیم تراوین ! من تراوین بازی کردنو خیلی دوس دارم ! عجیبه ... انگار منو به زندگی بر می گردونه ... تنها چیزی که تو زندگیم واسش برنامه ریزی کردم و اون برنامه رو هم اجرا کردم تراوین بوده ! چون بازی استراتژیکه خیلی ازش خوشم میاد ! ولی در عین حای که منو به زندگی بر می گردونه از زندگی هم میندازتم ! چون تمام وقتمو میذارم روش ! باید بگم روحیمو برمی گردونه ولی از کارو زندگی میندازتم ! آره اینجوری بهتره ! یکی از دلایلی که تراوینو خیلی دوس دارم اینه که تو بازی با افراد جدیدی آشنا میشم و دوستای جدیدی پیدا می کنم ! این یکی از بهترین حسن هاشه ! ولی الان دیگه تراوینم بازی نمی کنم ! قصد هم ندارم بازی کنم ...
الان دلم یه تفریح می خواد ... یه کار جذاب ... هیجان انگیزناک ...
نمی دونم ... کاری که بیشتر از همه منو سر زوق میاره کرم ریختنه ! بعضیا میگن تو سادیسم داری که از اذیت کردن دیگران لذت می بری ! خودمم فک می کردم شاید یک بیماری روانی باشه ! ولی طبق تحقیقاتی که به عمل آوردم فهمیدم که سادیسم واسه من خیلی زیاده دیگه ... درسته که خوشم میاد کسی رو اذیت کنم و بخندم (!) اما در حد سادیسم نیست دیگه ! تازه اونقدرا هم که کسیو اذیت نمی کنم ! مثلا" چند بار فقط خودمو جای دوستام جا زدم ... یا یکیو آوردم خودشو جای یکی از بچه ها جا بزنه و دور همی یکم شوخی کردیم با هم ! یا یکی دوبارم به یکی دو نفر گفتم عاشقشون شدم ...اما در حد یه شوخی ! اونم حداکثر نیم ساعته ! یا نهایتا" یه خورده تو کارهاشون موش دوونده باشم ... همین ! 
الان دلم یه کار باحال میخواد ... بعضی وقتا به فکر یه گروه میفتم ... یه گروه مثل گروه پیتر بل ! یا یه چیزی مثل پاپارازی ها ! نمیدونم دیگه ... حوصلم سر رفته !
فعلا" که یکی از دوستان پیشنهاد کار مشترک داده و من با کمال میل می پذیرم ! ببینم یه خورده روحیه ی قدیمم بر می گرده یا نه !  نتایج کار از همین تریبون اعلام میشه !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 فروردین 1396 02:26 ق.ظ
Wow that was strange. I just wrote an incredibly long comment but after I clicked
submit my comment didn't show up. Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyway,
just wanted to say fantastic blog!
دوشنبه 18 شهریور 1392 11:53 ب.ظ
همون که می خوام بزنم لهش کنمه احتمالا!
به جد مرحومم قسم اگه با اون بگردی شیرمو حلالت نمی کنم!!!
atrio0o .ha hamuye ! :D
bahash nemigardam ke ! :D
جمعه 15 شهریور 1392 01:36 ق.ظ
اون دوست منم عایا؟
atrio0o .نه ! تو سرت زیادی شلوغ شده !
اون دوستیه که تو پستای قبلی گفتم !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر